پریشان نامه بعد از سفر
به یه انگیزه قوی احتیاج داشتم تا دوباره شروع به نوشتن کنم. تا اینکه امروز برای بار دوم فیلم "میم مثل مادر" رو دیدم. از شبکه " ام. بی. سی. پرشیا" پخش میشد. مثل بار اولی که دیدمش، پوست دلم نازک شد، ترک برداشت و پاره پاره شد. چقدر این فیلم دلچسب و لطیف هست. فیلم که تمام شد دلم می خواست مینشستم و ساعتها اشک میریختم. از اون هق هقهایی که دل آدم رو خنک می کنه. اما افسوس که باید اشکهامو فرو می خوردم و به سوالات بی پایان باربدم جواب می دادم.
مامانش چی شد؟
چرا موهاش این شکلی شده بود؟
چرا باباش پیششون نبود؟ مگه دوستشون نداشت؟
چرا پسر توی آب افتاده بود؟
و..........
نتونستم مقاومت کنم و مثل یه مادر خوب کانال رو عوض کنم.
یه اتفاقای خوبی داره میافته. دعا کنید که کارها خوب پیش بره و همه چیز به حال نرمال برگرده.
Labels: دلتنگی

3 Comments:
At 1/16/2011 11:49:00 PM ,
دریا said...
توکل به خدا. ایشاا..اون چیزی که خیره پیش میاد.. من هنوز این فیلم رو ندیدم. نمیدونم چرا دلم نمیره ببینمش. میترسم طاقت نیارم.
At 1/17/2011 03:24:00 AM ,
نفراول حرفهای معمولی said...
آرزومی کنم همه کار همانطوری پیش بره که دوست داری و خیرت درآن هست درمدتی که نبودی وقتی به وبلاگت سرمی زدم و می دیدم خبری نیست دلواپست می شدم موفق باشی
At 1/17/2011 09:18:00 AM ,
پریسا said...
انشالله که خیر در پیشه. منهم مثل دریا فیلم میم مثل مادر رو ندیدم. انگار دیگه توان اونجور گریه و شکستن رو ندارم.
Post a Comment
Subscribe to Post Comments [Atom]
Links to this post:
Create a Link
<< Home